روی تان گلگون ...

هیزم چهارشنبه سوریت قلب سوزان من است

آب روی آتش دل اشک چشمان من است

 

بر لبم جاری نباشد شعر تر بی عشق تو

باغ رؤیا بی تو خشک از خواب باران من است.

جشن باستانی چهارشنبه سوری بر ایرانیان پاکدین خجسته باد

قرارمان باشد

برای شب چهارشنبه ی آخر سال

من می ایستم کنار آتش

و تو از دور نگاهم کن

من کنار شعله ها برای تو می میرم

و تو قهر سنگین ات را فراموش کن ...